صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
61
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) اوضاع اقتصادى معمولا اوضاع اقتصادى از موقعيت اجتماعى پيروى مىكرد . اگر راههاى كسب درآمد عرب را خوب بنگريم ؛ زندگى آنان برايمان روشن مىگردد . بازرگانى ، بزرگترين وسيلهء اكتساب نيازهاى آنان و سير و سفر براى تجارت ، فقط در سايهء امنيّت ، سلامت و صلح و آشتى ممكن بود و اين نعمت در امان بودن ، در جزيرة العرب تنها در چهار ماه حرام - در بازارهاى معروف « عكاظ » ، « ذى المجاز » ، « مجنه » و . . . دست مىداد . كارهاى صنعتى : مردم عرب ، فنون و صنعت را نمىدانستند ؛ ولى بافندگى ، دباغى و امثال آن را از اهل يمن ، حيره و مرز شام آموخته ، به كشاورزى و دامدارى سرگرم و زنانشان ريسنده بودند . بيشتر كالاهايشان به منظور لباس جنگى تهيه مىگرديد . تنگدستى ، گرسنگى و برهنگى در جامعهء عربستان شايع بود . ( 2 ) اخلاق عرب بىگمان عرب جاهلى ، اخلاقى پست و ناپسند و رفتارى زشت داشتند كه عقل سالم آن را طرد مىنمود و وجدان از آن بيزار بود ؛ اما با اين وصف ، از اخلاق بزرگوارانه و ستوده و مورد پسندى هم برخوردار بودند كه حيرت و شگفتى هر انسانى را برمىانگيخت : ( 3 ) 1 - بخشش و دهش : مردم عرب ، بخشنده و مهربان بودند و به آن مىنازيدند و نصفى از اشعار خود را در مدح و ستايش رادمردان و مهماننوازان به كار مىگرفتند . مهمان در وقت سرما و گرسنگى وارد مىشد و ميزبان جز شترى كه سرمايهء زندگى خود و خانوادهاش بود ، چيزى در بساط نداشت . اما كرم و جوانمردى او را وادار مىنمود كه شتر را براى خشنودى مهمان ذبح كند . از نمونههاى ديگر سخاوتمندى آنان ، اين كه : تاوان و خونبهاى سنگين را مىپذيرفتند تا از خونريزى مجدد و آدمكشى جلوگيرى نمايند و به سبب اين كار خوب ، ستايش شوند و بر ساير رؤسا و بزرگان جامعه ، افتخار كنند .